مدیریت دستی سفارشها در روزهای ابتدایی یک فروشگاه اینترنتی معمولاً ساده و کمهزینه به نظر میرسد. چند سفارش از سایت ثبت میشود، تعدادی سفارش هم از دایرکت اینستاگرام یا واتساپ میآید و صاحب فروشگاه میتواند با یک دفتر، فایل اکسل یا چند پیام علامتگذاریشده کارها را پیش ببرد.
مشکل از زمانی شروع میشود که تعداد سفارشها افزایش پیدا میکند، افراد بیشتری وارد فرایند میشوند یا مشتریان انتظار دارند سفارششان سریعتر و دقیقتر آماده شود. در این مرحله، مدیریت دستی فقط زمان بیشتری نمیگیرد؛ بلکه مجموعهای از هزینههای پنهان ایجاد میکند که معمولاً در گزارش مالی فروشگاه دیده نمیشوند.
سفارشی که فراموش میشود، کالایی که اشتباه بستهبندی میشود، زمانی که صرف پیدا کردن وضعیت یک سفارش میشود و مشتریای که به دلیل تأخیر دیگر خرید نمیکند، همگی بخشی از هزینه مدیریت دستی سفارشها هستند.
مدیریت دستی سفارش دقیقاً یعنی چه؟
مدیریت دستی سفارش فقط به معنای نوشتن سفارشها روی کاغذ نیست. هر روشی که در آن اطلاعات سفارش بین چند ابزار پراکنده باشد و کارکنان مجبور شوند وضعیت هر سفارش را بهصورت دستی بررسی، منتقل یا بهروزرسانی کنند، در عمل یک فرایند دستی محسوب میشود.
برای مثال، ممکن است سفارشها در ووکامرس ثبت شوند، سفارشهای اینستاگرام در دایرکت باقی بمانند، آدرسها در واتساپ ارسال شوند و وضعیت بستهبندی در یک فایل اکسل نوشته شود. حتی اگر هرکدام از این ابزارها دیجیتال باشند، ارتباط میان آنها همچنان به نیروی انسانی وابسته است.
در چنین شرایطی، کارکنان باید دائماً اطلاعات را از یک محل به محل دیگر منتقل کنند. همین جابهجاییهای کوچک، منبع اصلی بسیاری از خطاها و هزینههای پنهان است.
هزینه زمانی ثبت و انتقال اطلاعات
یکی از واضحترین هزینههای مدیریت دستی، زمانی است که برای ورود دوباره اطلاعات صرف میشود.
فرض کنید مشخصات یک سفارش ابتدا از دایرکت اینستاگرام خوانده میشود، سپس نام مشتری، شماره تماس، آدرس و محصولات در یک فایل ثبت میشوند. بعد همان اطلاعات برای چاپ فاکتور، آمادهسازی بسته و ثبت مرسوله دوباره استفاده میشوند.
ممکن است ثبت هر سفارش فقط چند دقیقه زمان ببرد؛ اما وقتی تعداد سفارشها به چند ده سفارش در روز برسد، بخش قابلتوجهی از زمان کاری صرف انتقال اطلاعاتی میشود که قبلاً یکبار ثبت شدهاند.
این زمان معمولاً بهعنوان یک هزینه جداگانه محاسبه نمیشود، اما در عمل باعث میشود صاحب فروشگاه یا کارکنان فرصت کمتری برای فروش، پاسخگویی به مشتریان، تأمین کالا و توسعه کسبوکار داشته باشند.
هزینه پیدا کردن وضعیت سفارش
در یک فرایند دستی، پاسخدادن به یک سؤال ساده مانند «این سفارش الان در چه مرحلهای است؟» همیشه ساده نیست.
ممکن است لازم باشد ابتدا سفارش در ووکامرس بررسی شود، سپس از مسئول انبار سؤال شود که کالا جمعآوری شده یا نه، بعد وضعیت بستهبندی از فرد دیگری پیگیری شود و در آخر مشخص شود مرسوله تحویل شرکت حمل شده است یا هنوز در فروشگاه قرار دارد.
اگر اطلاعات سفارشها در یک سیستم مشخص و بهروز ثبت نشوند، بخش زیادی از زمان تیم صرف پرسیدن همین سؤالها میشود:
- این سفارش چاپ شده است؟
- کالاهای آن کامل هستند؟
- چه کسی سفارش را جمعآوری کرده؟
- بسته آماده ارسال شده است؟
- چرا سفارش هنوز تحویل پیک نشده؟
- این سفارش متعلق به سایت است یا اینستاگرام؟
هر بار پیگیری ممکن است فقط چند دقیقه طول بکشد، اما مجموع این زمان در طول هفته میتواند قابلتوجه باشد.
هزینه اشتباه در جمعآوری و بستهبندی
یکی از جدیترین هزینههای پنهان، ارسال کالای اشتباه است.
وقتی سفارشها از روی پیام، فایل اکسل یا برگههای چاپی آماده میشوند، احتمال اشتباه در انتخاب محصول، رنگ، سایز یا تعداد افزایش پیدا میکند. این مشکل در فروشگاههایی که محصولات مشابه زیادی دارند یا چند سفارش بهطور همزمان آماده میکنند، بیشتر دیده میشود.
ارسال اشتباه فقط هزینه تعویض کالا نیست. فروشگاه ممکن است مجبور شود هزینه ارسال مجدد را پرداخت کند، کالای اشتباه را پس بگیرد، زمان بیشتری برای هماهنگی با مشتری صرف کند و با نارضایتی او روبهرو شود.
در برخی موارد، هزینه اصلاح یک سفارش اشتباه از سود همان سفارش بیشتر میشود.
هزینه سفارشهای فراموششده
در فروشگاههایی که سفارشها از چند کانال دریافت میشوند، احتمال گمشدن یا فراموششدن سفارش زیاد است.
ممکن است یک سفارش در دایرکت اینستاگرام ثبت شده باشد اما به فایل سفارشها منتقل نشود. ممکن است پرداخت مشتری انجام شده باشد اما پیام او میان پیامهای دیگر دیده نشود. گاهی نیز سفارش در سیستم ثبت شده، اما کسی متوجه نمیشود که باید آن را وارد مرحله آمادهسازی کند.
این اتفاق معمولاً زمانی مشخص میشود که مشتری پیگیری میکند. در این لحظه، فروشگاه علاوه بر انجام فوری سفارش، باید اعتماد از دسترفته مشتری را نیز جبران کند.
حتی اگر کالا در نهایت ارسال شود، تجربه مشتری آسیب دیده است و احتمال خرید مجدد کاهش پیدا میکند.
هزینه دوبارهکاری
در فرایندهای دستی، یک کار ممکن است چند بار توسط افراد مختلف انجام شود.
برای نمونه، یک نفر سفارش را از سایت استخراج میکند، فرد دیگری دوباره محصولات را بررسی میکند، مسئول انبار مجدداً اطلاعات را روی یک برگه مینویسد و هنگام بستهبندی نیز سفارش برای بار سوم کنترل میشود.
کنترل سفارش لازم است، اما تفاوت زیادی میان کنترل هدفمند و تکرار بینظم کارها وجود دارد. زمانی که مراحل مشخص نباشند، کارکنان نمیدانند کدام بررسی قبلاً انجام شده و کدام کار هنوز باقی مانده است.
نتیجه این وضعیت، انجام کارهای تکراری برای بعضی سفارشها و انجامنشدن برخی مراحل برای سفارشهای دیگر است.
هزینه وابستگی به حافظه افراد
بسیاری از فروشگاههای کوچک فرایند مشخصی ندارند و کارها براساس تجربه و حافظه صاحب فروشگاه یا یکی از کارکنان انجام میشوند.
یک نفر میداند سفارشهای فوری کداماند، کدام مشتری درخواست خاصی دارد، چه بستهای هنوز ناقص است و کدام سفارش باید با روش متفاوتی ارسال شود. تا زمانی که همان فرد حضور دارد، کارها ظاهراً پیش میروند.
اما با غیبت، مرخصی یا تغییر نیروی انسانی، اطلاعاتی که در ذهن افراد بوده از دسترس تیم خارج میشود. فرد جدید نیز مجبور است با آزمونوخطا روش انجام کار را یاد بگیرد.
این وابستگی رشد فروشگاه را دشوار میکند، زیرا افزایش تعداد سفارشها بدون حضور دائمی افراد باتجربه ممکن نیست.
هزینه ناهماهنگی میان فروش و انبار
در بسیاری از فروشگاهها، تیم فروش یک سفارش را تأیید میکند اما انبار از آن اطلاع ندارد. در موارد دیگر، انبار سفارش را آماده کرده اما تیم پشتیبانی هنوز تصور میکند سفارش در انتظار پردازش است.
وقتی فروش، انبار، بستهبندی و ارسال از ابزارهای جداگانه استفاده کنند، اطلاعات میان آنها با تأخیر منتقل میشود. این تأخیر باعث ایجاد تماسها، پیامها و پیگیریهای مکرر میشود.
در یک تیم کوچک نیز این مشکل وجود دارد. حتی اگر فقط دو نفر در فروشگاه کار کنند، نبود یک جریان کاری مشخص میتواند باعث شود هر دو نفر تصور کنند دیگری مسئول انجام یک سفارش است.
هزینه افزایش نیروی انسانی پیش از زمان لازم
یکی از نتایج مدیریت دستی این است که فروشگاه تصور میکند برای پاسخگویی به سفارشهای بیشتر باید سریعاً نیروی جدید استخدام کند.
در حالی که گاهی مشکل اصلی کمبود نیرو نیست؛ بلکه زمان زیادی است که نیروهای فعلی صرف جستوجوی اطلاعات، انتقال دستی دادهها، پاسخ به سؤالهای تکراری و اصلاح اشتباهات میکنند.
با استانداردشدن فرایند، همان تیم میتواند تعداد بیشتری سفارش را با خطای کمتر پردازش کند. به این ترتیب، استخدام نیروی جدید زمانی انجام میشود که واقعاً حجم کار افزایش یافته باشد، نه صرفاً به دلیل بینظمی فرایند.
هزینه نارضایتی و از دست رفتن مشتری
مشتری فقط محصول را ارزیابی نمیکند. سرعت آمادهسازی، دقت سفارش، امکان پیگیری و نحوه پاسخگویی فروشگاه نیز بخشی از تجربه خرید او هستند.
مدیریت دستی میتواند باعث تأخیر، ارسال ناقص، ارائه اطلاعات نادرست درباره وضعیت سفارش یا فراموششدن درخواستهای مشتری شود. هرکدام از این مشکلات ممکن است باعث ثبت نظر منفی، درخواست لغو سفارش یا قطع خریدهای آینده شود.
هزینه جذب یک مشتری جدید معمولاً قابل مشاهده است، اما ارزش مشتریای که به دلیل تجربه نامناسب دیگر بازنمیگردد، بهسادگی محاسبه نمیشود.
هزینه نداشتن اطلاعات قابل تحلیل
وقتی سفارشها در پیامها، فایلها و برگههای مختلف پراکنده باشند، پاسخ به سؤالهای مدیریتی دشوار میشود.
برای مثال:
- چند سفارش امروز آماده شده است؟
- میانگین زمان پردازش سفارش چقدر است؟
- بیشترین تأخیر در کدام مرحله اتفاق میافتد؟
- چند سفارش ناقص یا متوقف شدهاند؟
- چه تعداد سفارش در انتظار جمعآوری یا بستهبندی هستند؟
- حجم کاری هر فرد چقدر است؟
بدون ثبت منظم مراحل، تصمیمگیری براساس حدس و تجربه شخصی انجام میشود. فروشگاه ممکن است نیروی جدید استخدام کند، فضای انبار را تغییر دهد یا روش ارسال را عوض کند، در حالی که علت اصلی مشکل در مرحله دیگری قرار دارد.
چرا فایل اکسل همیشه کافی نیست؟
اکسل میتواند برای ثبت اولیه سفارشها مفید باشد، اما معمولاً برای مدیریت همزمان عملیات مناسب نیست.
وقتی چند نفر روی یک فایل کار میکنند، احتمال ثبت اطلاعات تکراری، حذف ناخواسته دادهها یا استفاده از نسخه قدیمی فایل افزایش پیدا میکند. از طرف دیگر، اکسل بهتنهایی مشخص نمیکند چه کسی مسئول مرحله بعدی است و چه زمانی وضعیت سفارش تغییر کرده است.
فایل اکسل بیشتر یک محل نگهداری اطلاعات است؛ در حالی که مدیریت سفارش به یک جریان کاری مشخص نیاز دارد.
استانداردسازی فرایند چه تغییری ایجاد میکند؟
استانداردسازی یعنی هر سفارش از زمان ثبت تا تحویل به ارسال، مسیر مشخصی داشته باشد. وضعیت سفارش باید روشن باشد، مسئول هر مرحله مشخص شود و اطلاعات موردنیاز در یک محل در دسترس قرار بگیرد.
در یک فرایند استاندارد:
- سفارش وارد صف پردازش میشود.
- سفارشهای آماده جمعآوری مشخص میشوند.
- کالاها در انبار جمعآوری میشوند.
- سفارش وارد مرحله کنترل و بستهبندی میشود.
- بسته آماده تحویل به پیک یا شرکت حمل میشود.
- وضعیت نهایی سفارش ثبت میشود.
این ساختار باعث میشود اعضای تیم بهجای پرسیدن اینکه «حالا باید چه کاری انجام دهیم؟»، سفارشهای مربوط به مرحله خود را ببینند و همان کار را انجام دهند.
پکفلو چگونه هزینههای پنهان را کاهش میدهد؟
پکفلو برای مدیریت فرایند پردازش سفارش طراحی شده است؛ یعنی بخشی که پس از ثبت سفارش شروع میشود و تا جمعآوری، کنترل، بستهبندی و آمادهسازی برای ارسال ادامه دارد.
بهجای اینکه وضعیت سفارشها در پیامها، برگهها یا فایلهای مختلف نگهداری شود، فرایند در یک مسیر مشخص قرار میگیرد. اعضای تیم میتوانند ببینند هر سفارش در چه مرحلهای است و چه کاری برای آن باقی مانده است.
هدف پکفلو حذف کامل نقش نیروی انسانی نیست. نیروی انسانی همچنان کالا را جمعآوری، کنترل و بستهبندی میکند؛ اما سیستم مشخص میکند چه کاری، برای کدام سفارش و در چه مرحلهای باید انجام شود.
این ساختار باعث کاهش کارهای تکراری، پیگیریهای داخلی و وابستگی به حافظه افراد میشود.
مناسب برای فروشگاه تکنفره و تیمهای کوچک
تصور رایج این است که سیستم مدیریت سفارش فقط برای فروشگاههای بزرگ کاربرد دارد. در حالی که یک فروشگاه تکنفره نیز میتواند از داشتن فرایند مشخص سود ببرد.
صاحب یک فروشگاه تکنفره معمولاً همزمان مسئول فروش، پاسخگویی، انبار، بستهبندی و ارسال است. در چنین شرایطی، احتمال فراموششدن سفارش یا انجام کارها خارج از ترتیب بیشتر میشود. پکفلو کمک میکند سفارشها در یک مسیر مشخص باقی بمانند و صاحب فروشگاه بداند کدام سفارش باید در اولویت قرار گیرد.
در تیمهای چندنفره، مزیت اصلی شفافشدن مسئولیتها و وضعیت سفارشهاست. هر فرد میتواند کار مربوط به مرحله خود را انجام دهد، بدون اینکه برای هر سفارش نیاز به هماهنگی جداگانه داشته باشد.
تمرکز فعلی پکفلو روی فروشگاههایی با تیمهای حداکثر ۵ نفره و حداکثر ۲ نفر فعال در انبار است. این محدوده شامل بسیاری از فروشگاههای اینترنتی کوچک و متوسط میشود که تعداد سفارشهایشان از توان مدیریت دستی عبور کرده، اما هنوز به سیستمهای پیچیده سازمانی نیاز ندارند.
قابل استفاده برای فروشگاههای ووکامرسی
فروشگاههای ووکامرسی معمولاً اطلاعات سفارش را بهصورت منظم در سایت دریافت میکنند، اما چالش اصلی آنها بعد از ثبت سفارش شروع میشود.
ووکامرس مشخص میکند مشتری چه چیزی خریده است، اما عملیات داخلی فروشگاه مانند جمعآوری کالا، کنترل سفارش، بستهبندی و هماهنگی انبار نیاز به فرایند جداگانه دارد.
پکفلو میتواند این فاصله میان ثبت سفارش و آمادهشدن بسته را پوشش دهد و سفارشهای ووکامرس را وارد یک جریان کاری قابل مدیریت کند.
قابل استفاده برای آنلاینشاپهای اینستاگرامی
در آنلاینشاپهای اینستاگرامی، اطلاعات سفارش معمولاً از طریق دایرکت، واتساپ یا فرمهای جانبی دریافت میشود. به همین دلیل، پراکندگی اطلاعات و فراموششدن سفارشها بیشتر است.
استفاده از یک سیستم مشخص برای پردازش سفارش کمک میکند سفارش پس از ثبت از میان پیامها خارج شود و وارد یک صف کاری روشن شود. پس از آن، وضعیت سفارش دیگر به خواندهشدن یا نشدن یک پیام وابسته نیست.
این موضوع برای آنلاینشاپهایی که روزانه چندین سفارش دریافت میکنند یا بیش از یک نفر در فروش و بستهبندی آنها فعالیت دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چه زمانی مدیریت دستی دیگر بهصرفه نیست؟
مدیریت دستی زمانی هزینهساز شده است که چند نشانه بهطور مداوم دیده شوند:
- برای پیدا کردن وضعیت سفارشها باید از چند نفر سؤال شود.
- بعضی سفارشها دیر یا خارج از ترتیب آماده میشوند.
- اشتباه در انتخاب محصول یا تعداد کالا تکرار میشود.
- سفارشهای سایت و شبکههای اجتماعی در محلهای جداگانه نگهداری میشوند.
- تیم برای هماهنگی داخلی پیامهای زیادی ردوبدل میکند.
- بدون حضور یک فرد مشخص، روند کار مختل میشود.
- با افزایش سفارشها، فشار کاری با سرعت زیادی بالا میرود.
- مشخص نیست تأخیر سفارش در کدام مرحله ایجاد شده است.
وجود یکی از این موارد لزوماً به معنای نیاز فوری به تغییر سیستم نیست، اما تکرار چند مورد نشان میدهد روش فعلی ظرفیت رشد فروشگاه را محدود کرده است.
چگونه هزینه واقعی روش فعلی را محاسبه کنیم؟
برای ارزیابی مدیریت دستی، فقط هزینه خرید نرمافزار را با صفر تومان مقایسه نکنید. روش دستی رایگان نیست؛ هزینه آن در زمان کارکنان، اشتباهات و فرصتهای ازدسترفته پنهان شده است.
برای یک هفته این موارد را ثبت کنید:
- زمان صرفشده برای انتقال اطلاعات سفارشها
- زمان پیگیری وضعیت سفارشها
- تعداد سفارشهای اشتباه یا ناقص
- هزینه ارسال مجدد
- تعداد سفارشهای فراموششده یا دیرپردازششده
- زمان صرفشده برای هماهنگی میان فروش و انبار
- تعداد ساعت اضافهکاری ناشی از ازدحام سفارشها
این بررسی معمولاً نشان میدهد بخش مهمی از فشار کاری فروشگاه از تعداد سفارشها ناشی نمیشود؛ بلکه نتیجه شیوه پردازش آنهاست.
هدف، پیچیدهکردن کار نیست
استفاده از نرمافزار زمانی مفید است که کار را سادهتر کند. یک فروشگاه کوچک به فرایندهای سنگین، فرمهای طولانی و تنظیمات سازمانی پیچیده نیاز ندارد.
راهکار مناسب باید با اندازه واقعی تیم هماهنگ باشد، مراحل اضافی ایجاد نکند و کارکنان بتوانند بدون آموزش طولانی از آن استفاده کنند.
پکفلو با تمرکز بر فروشگاههای تکنفره و تیمهای کوچک طراحی شده است تا فرایند پردازش سفارش را استاندارد کند، بدون اینکه فروشگاه مجبور شود ساختاری بزرگتر از نیاز خود ایجاد کند.
جمعبندی
هزینه اصلی مدیریت دستی سفارشها فقط زمانی نیست که برای نوشتن یا ثبت اطلاعات صرف میشود. خطای بستهبندی، سفارش فراموششده، ارسال مجدد، نارضایتی مشتری، دوبارهکاری، وابستگی به افراد و نبود اطلاعات مدیریتی همگی بخشی از هزینه واقعی این روش هستند.
هرچه تعداد سفارشها و اعضای تیم بیشتر شود، این هزینهها با سرعت بیشتری رشد میکنند. در این مرحله، استانداردکردن فرایند از استخدام نیروی بیشتر یا افزایش فضای انبار مؤثرتر است.
پکفلو برای فروشگاههایی ساخته شده که میخواهند سفارشها را از حالت پراکنده و وابسته به حافظه خارج کنند و آنها را در یک مسیر مشخص از پردازش تا بستهبندی پیش ببرند. این راهکار برای فروشگاههای تکنفره، تیمهای تا ۵ نفر، انبارهایی با حداکثر ۲ نیروی فعال، فروشگاههای ووکامرسی و آنلاینشاپهای اینستاگرامی قابل استفاده است.
پردازش سفارشها را منظمتر کنید
با یک جریان مشخص، وضعیت هر سفارش از زمان ثبت تا بستهبندی و ارسال قابل پیگیری است.
دیدگاهتان را بنویسید